یا علی ابن محمد ایها الهادی النقی (ع)

 

خون می چکد زدیده ی در خون شناورم

در بهت چشم های گهربار مادرم

 

سوز عطـش به ریشه ی من تیشه می زنــد

خشکیده شاخه های بلند صنوبرم

 

در انتـهای مـغرب رنگ کبود رفت

خـورشیــد پـر فـــروغ جمـال مـنورم

  

از هرم زهر و معجزه ی لخته های خون

یــاقــوت سرخ گـشته لبــان مــطهـــرم

 

تا مغز استخوان شرر زهر رخنه کرد

تفتیده کوره ای شده گــرمای بســترم

 

بــا هــر نفس تمــام تنم تیـر می کــشد

چــشم انتــظار قطــع نفــسهای آخــرم

 

در لحظه های آخـر عمــرم هــوایـیم

افتـــاده شــور کرببــلا بــاز در ســرم

 

این آرزوی لحظه ی جان دادن من است

با ذکـر "یـــا حسین" رود جــان ز پیــکرم ...

[ ۱۳٩٢/٢/٢۳ ] [ ۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ علمدار ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
پيوندهای روزانه

صفحات اختصاصی
امکانات وب