کام هایمان تشنه باران کلام توست ...

السلام علیک یا باقر العلوم (ع)

 

هماره نامت بلند باد ای آسمانی مرد زمینی ! تو از تبار نوری و تاریخ وامدار شعاع تباناک اندیشه توست ...
ای تو سیراب از سرچشمه کلام خداوند ! کام‌هایمان تشنه باران کلام توست . سخن بگو ، تا نور کلامت بر ما ببارد و زمین و زمان سینه به سینه از عطر گل محمدی آکنده شود .
دانش ، از نام تو آوازه گرفت ، آنگاه که شکافته شد و شگفتی آفرید . ای اَبَرمردِ دانش و ای شکوه فرهنگ ! تو در زمانه‌ای که ابرهای سیاه ، سایه تردید می‌گستردند ، خورشیدوار تابیدی تا بذرهای یقین جوانه زند و یخ‌های یأس و تردید آب شود . ای امانت‌دارِ رسالت توحید و وارث تعلیمات محمدی و علوی ! تو یادگار کربلا بودی و سند مظلومیت بقیع . اینک بقیع قلب ما روشن از نور توست . اینک خیل قاصدک‌ها را بدرقه سلامی می کنیم که پیامبر (ص) بر تو فرستاد . سلام ما را نیز پذیرا باش ...

 

 

امام پنجم ، امام محمد باقر (ع) در روز دوشنبه سوم صفر  و بنا به قولى ، اول رجب سال 57 هجرى در مدینه متولد شدند .

والده آن حضرت ، "فاطمه" دختر امام حسن مجتبى (ع) بود و از زنان با کمال محسوب می شد .

از امام صادق (ع) روایت شده است که در شأن آن بانوى بزرگوار فرمود : جده‏ ام زن بسیار راستگویى بود و در خاندان امام حسن (ع) زنى به درجه و مقام او نرسید .

نام آن حضرت "محمد" کنیه ایشان "ابوجعفر" و القاب ایشان "باقر" "شاکر" و "هادى" است .

لقب "باقر" را پیامبر اکرم (ص) به آن حضرت داده بود و فرموده بود : او علم دین را خواهد شکافت .

بسیارى از روایات فقهى و غیر فقهى شیعه از آن حضرت روایت شده ‏است.

آن حضرت به جابر بن عبدالله انصارى فرمود : اى جابر! به خدا قسم خداوند ، علم تمامى آنچه را که قبلا واقع شده و آنچه را که بعداً واقع ‏خواهد شد به من اعطا کرده است ...

 

حسینی باشید

یا زهرا (س)

/ 1 نظر / 21 بازدید
توحيد

... اصلا ذات خوبي و ذات بدي نميتواند دريك واحد مشترك جمع گردد چرا كه هردو يكديگر را نقض ميكنند و هريك ازآنها مجالي براي ثبات طرف مقابل باقي نمي گذارد ...واز آنجا كه سر منشاء تمام خوبيها رسول ، فاطمه ، علي ، حسن وحسين است غير ممكن است كه نورشان با ظلمت سرمنشاء تمام بدي ها كه جبت وطاغوت است جمع گردد واين نور جنسي از ذات آگاهي و عشق الهي دارد و آنگاه كه پاي ذات درميان است به هيچ وجه با ذات ظلمت كه جنسي از غفلت و كينه ودشمني به همرا دارد جمع نمي گردد . واين دو ذات در پيروان هردو چون وصله اي است به عمق جان هريك ...حال چه انتظارميرود كه باور كنيم كساني كه همواره دروغ گفته اند و در آزمونهاي مختلف جنس سياه و كثيف خود را نعره زده اند به نيتي خير خواهانه ومتفكرانه قدم بردارند؟! آيا جز اين است كه ذات كينه ونفرت بويي از خير و دوستي نبرده است ... وا عجبا از اين ذات كينه و تاريكي كه حتي وجود نور را در سرزميني ديگر و حتي آسماني ديگر تحمل نميكند ... اما همانطور كه گفتيم خصيصه ديگر اين ذات بد ، غفلت است چراكه همواره غافل از اين است كه نور شكننده تاريكيست نه ظلمت دربرگيرنده نور .