فقط جمهوری اسلامی ...

ما توی این شهر فقط یک طایفه داریم ؛ آن هم جمهوری اسلامی است

والسلام ...

بعد از فتح مریوان ، حاج احمد متوسلیان به اتفاق نیروهایش کار شناسایی و دستگیری افراد ضد انقلاب را در سطح شهر شروع کردند . در یکی از همان روزها که سوار بر جیپ داشتند از خیابان می‌گذشتند ، حاج احمد با دست روی کتف راننده جیپ زد و بدون اینکه به او نگاه کند پرسید : این یارو کیه ؟ . همان طور که راننده از سرعت ماشین می‌کاست ، به جایی که او اشاره کرده بود ، نگاه انداخت .

یک آدم سبیل کلفت قلچماق در لباس کردی بود که فانوسقه‌ای را هم دور به کمر بسته بود ؛ راننده گفت : نمی‌شناسمش . حاج احمد گفت : بزن کنار ببینم این آدم چه کاره است .

راننده به سرعت روی ترمز زد ؛ ماشین هنوز نایستاده بود که پایین پرید و به طرف آن مرد رفت ؛ حاج احمد با آن قد و قواره رشید در برابر آن کُرد سبیل کلفت درست مثل نوجوان ریزنقشی بود در کنار یک کُشتی‌گیر سنگین ‌وزن !

حاج‌احمد با لحن قرص و محکم پرسید :‌ ببینم تو کی هستی و چی کاره‌ای ؟ مرد کُرد همان طور که با گوشه سبیلش بازی می‌کرد ، نگاه تمسخرآمیزی به حاج احمد انداخت و با بی‌خیالی گفت : ما کومله هستیم .

هنوز جمله مرد تمام نشده بود که حاج احمد سیلی محکمی به صورتش زد و او را در جا نقش زمین کرد ؛ مرد کُرد که به زمین افتاد ، حاج احمد با چشمانی غضبناک بالای سرش ایستاد و با صدای بلند گفت : بیایید این را بندازید عقب ماشین تا تکلیفش را روشن کنم . می‌گوید ، من کومله‌ام !

حاج احمد نگاه به آدم‌هایی که اطرافش جمع شده بودند انداخت و طوری که همه بشنوند ، گفت : ما توی این شهر فقط یک طایفه داریم آن هم جمهوری اسلامی است والسلام ...

 

 

 

 

حاج احمد

این روزها بدجوری دلم تنگ توست ...

/ 3 نظر / 63 بازدید
يه بچه خوب

بازم دم شما گرم سايت كه اصلا امام باقر رو فيلتر كرده

سائل

معرف شما رو عشقه که یادی از سرداران و رزمنده ها میکنید انشاء الله در رکاب امام زمان (عج) رزمنده باشید .

يه بچه خوب

قربونت برم علمدار چرا ناراحت ميشي گفتم با مزاح بگم تو ايام شادي روحيت عوض بشه جهت اطلاع بود فدات شم