جراحتِ داغی است ، زخم وفات تو ...

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زَوْجَةَ سَیّـِدِ الْمُرْسَلِینِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا أَوَّلَ الْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِی نُصْرَةِ سَیِّدِ الاَْنْبِیاءِ، وَ نَصَرَتْهُ مَااسْتَطاعَتْ وَدافَعَتْ عَنْهُ الاَْعْداءَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرَئِیلُ، وَ بلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِیلِ، فَهَنِیئاً لَکِ بِما أَوْلاکِ اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَیْکِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ

 

وقتی که خاطرات شیرین تو را ورق می‏ زنم ، تو را سرشار از عشق به رسول خدا (س) می‏ بینیم .

از آن ثانیه که میهمان لحظه‏ های عشق عمیق تو به محمّد (ص) شدم ، خودم را برای همیشه به پنجره محبت تو گره زدم .

خوش آن ساعتی که در من طلوع کردی و مرا شیفته شخصیت گلبرگ‏ های روح خویش ساختی و من اسیر و مبهوت آبی بلند تو شدم !

این امانت و درستی محمّد امین (ص) بود که زبانزد خاص و عام شد و تو را نیز دامن‏گیر کرد تا از این مهر لا یزال ، تمام نجابت خویش را به پایش بریزی و همدم پاکی و شرافت آن مرد آسمانی شوی .

غنچه محبوب الهی ، حق پاکدامنی تو بود ، ای بانوی آفتاب !

سینه تاریخ ، امین شبنم‏ های توست که به پای ترویج دین محمّد ، از همه آنها گذشتی و پیش‏کش آیین اسلام نمودی ، که شاید اگر ثروت فراوان تو و مهر و مرهم‏ های بی‏ بدیل تو نبود ، رسول خدا (ص) در تبلیغ رسالتش رفیق توفیق نمی‏ شد .

قارون‏ های عرب ، خواستار تو بودند ، امّا تو خواستار امانت و حیای محمّد (ص) شدی ؛ چه سرزنش‏ ها که گل نازکِ خیال تو از این پیوند مقدس ، شنید که می‏گفتند : چرا ثروتمندترین زن جهان عرب باشی و با یتیم عبداللّه‏ ، عقد یگانگی ببندی ؟

امّا تو ، نه‏ تنها چروک غم ، پای جرأتت را نبست ، که در اوّلین حماسه ، تمامِ غلامان خویش را به او بخشیدی و تمام ثروت خود را در راه او جاودانه کردی .

چه مصیبت جانکاه و جراحت داغی است ، زخم وفات تو . برای روح نازک محمّد (ص) ! حق بود اگر هیچ یک از همسران پیامبر (ص) به جلالت شأن تو نرسند و مهر و محبت رسول خدا (ص) نسبت به هیچ کدامشان به اندازه تو ، بی‏ اندازه نباشد که عایشه ، روزی گفت : «چرا این همه از خدیجه می‏ گویی ، «در حالی که او پیرزنی بیش نبود ؟!» و پیامبر (ص) فرمود: «خاموش عایشه ! دیگر هیچ‏گاه درباره آن بانوی بزرگ چنین روا مدار که در زمانی که همه مرا تکذیب کردند ، خدیجه مرا تصدیق کرد و در آن هنگام که هیچ کس به رسالتم ایمان نمی‏ آورد ، خدیجه نخستین زن مؤمن اسلام شد و تمام ثروتش را در کف آئینم نهاد.»

/ 1 نظر / 9 بازدید
mohammad

جلسات هفتگی هیت شاهزاده علی اصغر با نوای:حاج محمد نوروزی کربلایی مجید قناعت جو کربلایی مهدی مینویی چهارشنبه شبهااز ساعت 19مکان:بالاتر از میدان منیریه کوی راتق حسینیه شهدای حیدری ارام09195126770 www.shahzadealiasghar.com