هنری کیسینجر کیست ؟

دشمن شناسی

آشنایی با سربازان شیطان

 

هنری آلفرد کیسینجر در 27 می 1923 در کشور آلمان متولد شد . وی یک دیپلمات آمریکایی است که برنده جایزه صلح نوبل نیز شده است . وی به عنوان مشاور امنیت ملی و سپس به طور همزمان به عنوان وزیر امور خارجه در دولت‌های ریچارد نیکسون و جرالد فورد فعالیت نموده است . پس از بازنشستگی نیز همچنان در امور سیاسی فعال است .

 

 

کیسینجر به عنوان یکی از طرفداران مکتب واقع‌گرایی نقش برجسته‌ای در عرصه سیاست خارجی آمریکا بین سال‌های 1969 تا 1977 ایفاء نمود . وی در دوران کاری‌اش از پیشگامان سیاست بازدارندگی در قبال روسیه بود . از سرگیری روابط با جمهوری خلق چین را مدیریت نمود و هدایت معاهدات صلح پاریس را بر عهده داشت که به درگیری آمریکا در جنگ ویتنام خاتمه داد . برخی از اقدامات آمریکا در زمان وی ، از جمله بمباران کامبوج هنوز به صورت موضوعاتی مجادله‌برانگیز باقی مانده‌اند .

هنری کیسینجر هنوز هم به عنوان فردی مجادله‌برانگیز محسوب می‌شود . در یک بیانیه مطبوعاتی که در چهل و پنجمین کنفرانس سیاست‌گذاری امنیتی مونیخ در 8 فوریه 2009 منتشر شد چنین آمده بود : آراء وی هنوز هم دارای وزن و اعتبار جهانی هستند . کیسینجر یکی از مدعوین دائمی نشست گروه بیلدربرگ است که هر سال یکبار برگزار می‌گردد .

 

دوران کودکی

هنری کیسینجر در دوران جمهوری وایمار در ایالت باواریا ، آلمان و در یک خانواده یهودی متولد شد . پدر وی لوئیس کیسینجر معلم دبیرستان بود . مادر وی ، پائولا اشترن کیسینجر نیز زنی خانه‌دار بود . کیسینجر یک برادر کوچکتر به نام والتر کیسینجر داشت . نام خانوادگی کیسینجر توسط پدر پدر بزرگ وی ، میر لوب و به یاد شهر بادکیسینجن انتخاب شد . خانواده وی در سال 1938 به نیویورک مهاجرت کردند .

کیسینجر سال‌های دبیرستان خود را در بخش واشنگتن‌هایتس در منهتن بالا که یک محله متشکل از یهودیان آلمانی مهاجر بود گذراند . وی اگرچه به زودی در فرهنگ آمریکایی آسمیله شد اما به علت لکنت زبانی که داشت و مانع از سخن گفتن وی در دوران کودکی می‌شد ، لهجه آلمانی خود را حفظ نمود .

کیسینجر پس از پایان دبیرستان در سیتی‌کالج نیویورک و در رشته حسابداری ثبت‌نام نمود . وی یک دانشجوی پاره‌‌وقت موفق بوده و کار خود را در حین تحصیل نیز ادامه داد . تحصیلات وی در اوایل سال 1943 و پس از احضار به ارتش آمریکا نیمه‌کاره ماند .

 

تجربیات نظامی

کیسینجر دوره آموزش‌های نظامی خود را در اردوگاه کرافت در اسپارتانبورگ ، کارولینای جنوبی گذراند . ارتش ، وی را برای تحصیل در رشته مهندسی به کالج لافایت در ایالت پنسیلوانیا اعزام نمود اما این برنامه لغو شد و وی به هنگ هشتم پیاده احضار گردید . وی در آنجا با فریتز کرامر آشنا شد که او نیز از مهاجرین آلمانی آمریکا بود . کرامر علی‌رغم تفاوت سنی زیادی که با کیسینجر داشت توانایی وی در زبان آلمانی و هوش بالای وی را تشخیص داده و وی را برای فعالیت در واحد اطلاعاتی هنگ معرفی نمود . کیسینجر در همین هنگ وارد نبرد شد و برای انجام عملیات‌های اطلاعاتی در نبرد بولگ داوطلب شد .

در زمان پیشروی آمریکا در داخل خاک آلمان ، به علت کمبود کارکنان آشنا به زبان آلمانی ، هنری کیسینجر برای نازی‌زدایی شهر کرفلد انتخاب گردید . کیسینجر با اتکاء به دانشی که در مورد جامعه آلمانی داشت توانست تنها در عرض 8 روز تمام عناصر نازی را برکنار کرده و یک مدیریت غیر‌نظامی برای شهر تعیین کند . کیسینجر بعدا با درجه گروهبانی به لشگر ضداطلاعات اعزام گردید . وی مسؤول گروهانی در هانوفر بود که وظیفه‌شان شناسایی افسران گشتاپو و دیگر خرابکاران بود . وی برای انجام این وظیفه مدال ستاره برنزی را دریافت داشت . کیسینجر در ژوئن 1954 به عنوان فرمانده قرارگاه مرکز اطلاعات رزمی منطقه برگستراگ در شهر هس تعیین شد تا منطقه را از وجود نازی‌ها پاکسازی کند ؛ وی در سال 1946 به تدریس در آموزشگاه قرارگاه اطلاعاتی در اردوگاه کینگ منصوب شد و پس از جدایی از ارتش نیز همکاری خود را به عنوان یک کارمند غیر نظامی ادامه داد .

 

سیاست خارجی

کیسینجر در زمان ریاست‌ جمهوری نیکسون به عنوان مشاور امنیت ملی و وزیر امور خارجه فعالیت نمود . پس از نیکسون و در دوران ریاست‌جمهوری جرالد فورد ، به فعالیت به عنوان وزیر امور خارجه ادامه داد .

کیسینجر که یکی از حامیان واقع‌گرایی سیاسی بود نقش بسیار برجسته‌ای در سیاست خارجی آمریکا بین سال‌های 1969 و 1977 ایفاء نمود . در آن زمان ، وی خط‌مشی تنش‌زدایی را بسط داد . کیسینجر در سال 1974 و در زمان تکیه بر مسند مشاور امنیت ملی دستور تدوین سند جنجال‌برانگیز مطالعه امنیت ملی 200 را صادر نمود .

 

 

نقش وی در سیاست خارجی آمریکا

کیسینجر زمانی که یک دموکرات غیر واشنگتنی به نام جیمی کارتر - که پیش‌تر از این فرماندار ایالت جورجیا بود - جرالد فورد جمهوری‌خواه را در انتخابات ریاست جمهوری 1976 شکست داد ، از سمت خود کناره‌گیری کرد . کیسینجر در عین حال به حضور خود در گروه‌های سیاست‌گذار همچون کمیسیون سه‌جانبه ادامه داده و مشارکت خود را در نویسندگی ، سخنرانی و مشاوره‌ در امور سیاسی حفظ کرد . وی به همراه دیوید راکفلر در متقاعد ساختن کارتر در پذیرفتن آمدن شاه ایران ، محمدرضا پهلوی به آمریکا برای مداوای پزشکی ، نقشی بسزا ایفا نمود ؛ یعنی درست همان تصمیمی که منجر به بحران گروگانگیری در ایران شد .

 در سال 2002 کیسینجر از سوی بوش به عنوان رئیس کمیته بررسی حملات 11 سپتامبر برگزیده شد . زمانی که از وی درباره تضاد منافع بالقوه‌اش پرسیده شد ، کسینجر به جای نشان دادن لیست مشتریان خود ، در روز 13 دسامبر 2002 از سمت خود استعفا داد .

در همین خصوص هیچنز می‌پرسد : چرا باید کسی که دو بار دروغگویی‌اش محرز شده است ، ریاست چنین کمیته حساسی را به عهده بگیرد ؟

هیچنز همچنین این نکته را یادآوری می‌کند که اگر القاعده را مسوول حملات 11 سپتامبر بدانیم ، و باز اگر در نظر بگیریم که القاعده از سوی الیگارشی آل سعود و ارتش پاکستان حمایت می‌شود ، این سوال مطرح می‌گردد که خود کسینجر که سال‌ها حامی این قبیل رژیم‌ها و توجیه‌گر اقدامات آنها بوده ، چرا به ریاست این کمیته برگزیده می‌شود ؟

جرج بوش کسی را به این سمت منصوب کرد که به خاطر اقدامات گذشته‌اش به بسیاری از کشور‌ها نمی‌تواند قدم بگذارد و حتی سخنرانی‌ سال 2001 وی در برزیل لغو می گردد ، چراکه برزیل می‌گوید نمی‌تواند امنیت جانی وی را تضمین کند . پیش از سفر به هر جا باید توصیه‌نامه‌های قانونی دریافت کند ؛ حتی در برخی از کشورها در زمان حضور وی اقداماتی برای کشیدن او به دادگاه انجام می‌شود ؛ اما طنز تاریخ شاید در 10 سپتامبر 2001 و یک روز پیش از حادثه معروف 11 سپتامبر اتفاق افتاد ؛ در آن روز ادعایی در دادگاه فدرال علیه کیسینجر اقامه شد . مدعی دعوی از بازماندگان شیلیایی ژنرال رنه اشنایدر بود . وی ادعا داشت کیسینجر دستور ترور این ژنرال را صادر کرده بود چراکه ژنرال اشنایدر انجام کودتای نظامی را نپذیرفته بوده است . و درست فردای همان روز 11 سپتامبر اتفاق می‌افتد و بعدها رئیس کمیته بررسی این حادثه نیز کسی می‌شود که خود ، یک روز پیش از از واقعه متهم به ترور شده است .

 

عراق

 در سال 2006 ، در کتاب دولت انکار نوشته باب وودوارد آمد که کیسینجر مدام با جرج بوش و دیک چنی ملاقات داشته و در مورد جنگ عراق توصیه‌هایی به آنها ارائه می‌کرده است . کیسینجر در مصاحبه ضبط شده‌ای که با وودوارد انجام داد ، تایید کرد که توصیه‌اش به بوش درست همان چیزهایی است که در ستون روزنامه واشنگتن پست مورخ 12 آگوست 2005 نوشته است ؛ پیروزی بر شورشیان تنها راهبرد خروج معنی‌دار و مناسب [از عراق] است .

صبح روز 19 نوامبر 2006 ، کیسینجر در مصاحبه‌ای با شبکه بی‌بی‌سی ، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا می‌توان امیدی برای یک پیروزی نظامی آشکار و شفاف متصور شد ، پاسخ داد : اگر منظورتان از پیروزی نظامی سرکار آمدن حکومتی در عراق است که دستوراتش در تمام کشور نافذ بوده و درگیری‌های شهری و خشوت فرقه‌ای را بتواند تحت کنترل در آورد ، باید بگویم که نه ، باور ندارم چنین چیزی محقق شود . بنظرم می‌رسد که ما باید مسیر حرکت خود را تغییر داده و تعریفی دوباره از اوضاع ارائه دهیم . در عین حال قائل به این نیستم که مسیر جدید ، باید چیزی مابین پیروزی نظامی – آنچه که تا الان مد نظر بوده است – و یا عقب‌نشینی کامل باشد .

کیسینجر باز در مصاحبه‌ای با پیتر رابینسون از موسسه هوور به تاریخ 3 آوریل 2008 ، تاکید کرد اگرچه وی با حمله سال 2003 به عراق موافق بوده اما به نظر او ، بوش جنگ علیه صدام را که گمان می‌رفت دارای تسلیحات کشتار جمعی باشد ، دیر آغاز کرد . به گفته رابینسون ، کیسینجر درباره مسائلی از قبیل حمله به عراق با تعداد نیروی کم ، انحلال ارتش عراق و سوءمدیریت دولت بوش در حفظ روابط با متحدین خاص خود انتقاداتی داشت .

 

 

ایران

به گزارش تهران تایمز موضع کیسینجر در قبال مذاکرات آمریکا و ایران چنین است : احتمال زیادی دارد که هرگونه مذاکرات مستقیم میان ایران و آمریکا در مورد مسائلی همچون بحث هسته‌ای به موفقیت انجامد ، اما به شرط آنکه نخست مقامات دیپلماتیک وارد بحث شده ، سپس سطح مذاکرات به وزارت امور خارجه رسیده و در آخر ، به ملاقات سران دو کشور بیانجامد .

کیسینجر همچین در مصاحبه‌ای درباره ایران و آمریکا می گوید : آمریکا در حالِ گسترش دام برای روسیه و چین است و در این استراتژی آخرین میخِ "تابوت" ایران است . کشوری که هدفِ اصلی‌ اسرائیل است . جنگ می تواند شروع شود . من به پنتاگون گفته بودم که هفت کشورِ خاورِ میانه بدلیل منابع طبیعی آنها باید مهار شوند ، آخرینِ آنها ایران است . برای این استراتژی پنتاگون تقریبا خوب عمل کرده و فقط ایران مانده است . ایران می تواند شرایط را به نفعِ ما رقم بزند . ‌نیرو‌های جوانِ ما آمادگی چنین جنگی را دارد و ما می توانیم از پس آن بر بیائیم . اگر "نفت" را مهار کنیم ، کشور‌ها را مهار کرده ایم و وقتی‌ "غذا" را مهار کنیم ، ملت‌ها را مهار کرده ایم . به هر حال همه راه‌ها به ایران ختم می شود .

 

خلاصه‌ای از ندگی نامه و فعالیت‌ها کیسینجر

تاریخ تولد :

27 می 1923

مذهب :

یهودی

تحصیلات :

لیسانس - با درجه عالی - کالج هاروارد - 1950

فوق‌لیسانس - دانشگاه هاروارد - 1952

دکترا - دانشگاه هاروارد - 1954

مشاغل دولتی :

مشاور مدیر شورای استراتژی روانی 1952

مشاور هیأت هماهنگ‌سازی عملیات‌ها در شورای امنیت ملی 1955

مدیر بخش مطالعات در برنامه تسلیحات هسته‌ای و سیاست خارجی در شورای روابط خارجی 1955 و 1956

مشاور امنیت ملی و وزیر امور خارجه ریچارد نیکسون

وزیر امور خارجه جرالد فورد

رئیس کمیته بررسی حملات 11 سپتامبر در سال 2002

مشاغل خصوصی :

ریاست پروژه مطالعات ویژه صندوق برادران راکفلر 1956 تا 1958

مشاور دفتر مطالعات عملیات‌ها

مشاور سازمان کنترل و خلع سلاح هسته‌ای

مشاور مؤسسه رند

تاسیس شرکت کیسینجر مک‌لارتی با مک کارتی رئیس دفتر بیل کلینتون

عضو هیأت مدیره فری‌پورت -‌ مک‌موران 1995 تا 2001

عضو هیأت مدیره گروه روزنامه‌نگاری هولینگر اینترنشنال شیکاکو

عضو هیأت مدیره شرکت هوافضای گلف استریم از مارس 1999 تاکنون

عضو هیأت امنای صندوق بورسیه آیزنهاور از سال 2000 تا 2006

/ 0 نظر / 246 بازدید