فتنه ؛ اینبار با نقابی دیگر ...

انتخابات یک معادله پیچیده با مجموعه‌ای از معلوم‌ها و مجهول‌هاست . تصویر نهایی انتخابات به واسطه فعال شدن یا نشدن طیفی از متغیرها ساخته می شود .

انتخابات به یک معنا آمیزه‌ای از نفی ها و اثبات‌هاست . در همین حال انتخابات در ایران ، نوک کوه یخ است که قاعده و عمق آن را می‌توان در یک 4 ضلعی شامل فرهنگ ، اقتصاد ، سیاست داخلی و سیاست خارجی رصد کرد . این 4 متغیر از جمله بر سر چهارراه انتخابات به هم می رسند و نفیا یا اثباتا بر ترکیب نهایی معادله انتخابات اثر می گذارند . از یک منظر دیگر انتخابات همان قدر که برای ملت ما مهم است برای رقیبان و دشمنان بین‌المللی ما نیز پراهمیت است .

این اهمیت از آن جهت است که ایران بر سر چهارراه تحولات خاورمیانه اسلامی قرار گرفته و تاثیرات تعیین‌کننده‌ای بر منطقه به ویژه در 12 سال اخیر که پروژه خاورمیانه جدید و قرن جدید آمریکایی در دست اجرا بود ، گذاشته است . ناکامی های بزرگ آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی در حد فاصل افغانستان و عراق تا سوریه و لبنان و فلسطین و نگرانی هایی که اکنون در مصر و بحرین و یمن و عربستان از موج بیداری اسلامی دارند ، به یک معنا به ایستادگی و استواری جمهوری اسلامی گره خورده است . نفس همین عزت و اثرگذاری ایران برای جبهه مهاجم غرب هراس‌آفرین است . ایران در یک پویش تاریخی 150 ساله به این عزت و استقلال رسیده است .

از نهضت تحریم تنباکو تا نهضت مشروطه ، حرکتی در ایران شکل گرفت تا به حکمرانی انگلیس در ایران پایان داده شود . اما نهضت مشروطیت به تدریج از اهداف خود تهی شد و سرانجام با کودتای سوم اسفندماه 1299 به پایان رسید . رضاخان هرچند با شعار جمهوریت و تجدد روی کار آمد اما کودتای نیابتی او - که با کودتای 28 مرداد 1332 بازتولید شد - شروع بیش از نیم قرن اختناق و دیکتاتوری مطلق در ایران بود . برای 54 سال ، حق کمترین انتخاب‌ها از ملت ایران دریغ شد .

رسوب عوارض یک سده نفوذ سیاست انگلیسی سپس آمریکایی در ایران ، حوزه‌ای ‌تیره و تار در پهنه سیاست ایران ایجاد کرد که مطابق آن طیف‌هایی از سیاستمداران نفوذ و قدرت خویش را مدیون حمایت غرب شدند . این باب خیانت هرچند با وقوع انقلاب اسلامی به میزان زیادی بسته شد اما روزنه‌های آن هرگز مسدود نشد . انقلاب اسلامی خود یک انتخاب بزرگ بود که حق انتخابات ملی را به موازات نفی نفوذ اجنبی به ارمغان آورد . این واقعیت با منافع نامشروع جریان‌هایی که طفیلی نفوذ بیگانه بودند سر ستیز داشت .

آنها اولین معارضان جمهوری اسلامی بودند و به تدریج محافل دیگری که قبح دوپینگ با فشار اجنبی نزد آنها ریخته بود ، هم جبهه شدند . جبهه جدید علنا طی 2 دهه اخیر و به ویژه چند سال گذشته ، بر سر فشار علیه جمهوری اسلامی با غرب به توافق رسیده و از تهدید غرب به عنوان یک ابزار فشار بهره می گیرد . جریان نفاق جدید مخصوصا در دهه اخیر با این جبهه هم‌پوشانی پیدا کرده است . التهاب و آشوبی که 4 سال پیش با دستاویز تقلب در انتخابات ظهور پیدا کرد ، حاصل سربازگیری جبهه ضد انقلاب از جریان نفاق جدید بود .

دی ماه و بهمن‌ماه سال 1388 هنگامی که معلوم شد فتنه سبز به زوال مطلق رسیده است ، سرویس‌های اطلاعاتی غرب به همراه نمایندگان شبکه فتنه به بررسی این پرسش مهم پرداختند که چرا پروژه پیچیده با وجود اینکه همه محاسبات آن روی کاغذ دقیق و مطلوب بود ، سرانجام به کاریکاتور جنبش تبدیل شد و مردم غایبان اصلی این جنبش فانتزی بودند ؟ جواب‌های مختلفی به این پرسش داده شد از جمله اینکه ؛

1- این پروژه با اعتقادات مردم درگیر شد و در حالی که قرار بود با آرایش شبه‌مذهبی و نگرانی برای ارزش‌های انقلاب به جنگ اسلام و انقلاب برود ، در میانه راه نقاب از چهره آن افتاد و رادیکالیسم خشن و پنهان خود را به نمایش گذاشت .

2- این حرکت عملا یک رویکرد روشنفکرانه بالاشهری و سیاسی محض بود که نتوانست با توده‌های مردم در پایین شهر و سراسر کشور ارتباط بگیرد و اجتماعی شود . همان زمان گفته شد که «جنبش سبز با معیشت مردم درگیر نشد و آنها را درگیر خود نکرد.» نتیجه فتنه ناکام این بود که شبکه پنهان و خاکستری ساخته شده طی 20 سال در انظار عمومی و در بحبوحه آشوبگری و ساختارشکنی ضد مذهبی ، «تاکسیدرمی» شود . فتنه‌گران نقابدار در حالی که همه چیزشان لو رفته بود ، وسط صحنه خیانت خشک‌شان زد . اتفاق نهم دی با نقش‌آفرینی خود مردم ، حباب جنبش سبز را ترکاند و معلوم کرد که ملت در واقع امر کجا ایستاده‌اند .

4 سال پس از آن ماجرا و در آستانه انتخاباتی دیگر ، قرار است همان پروژه با دستیاری طیف‌هایی که روی فشار جبهه غرب حساب می کنند ، بازسازی شود . جمع‌بندی طراحان فتنه 4 سال پیش این شد که

الف- باید با شعار اعتدال ، روی همه آن یادگاری های شرم‌آور افراطی‌گری و ساختارشکنی را پوشاند .

ب- فشار قوی اقتصادی را به زندگی و معیشت ملت ایران بست و درجه آن را چنان افزایش داد که مردم به ستوه بیایند و مقابل حاکمیت بایستند .

ج- خیانت ماجراجویی و افراطی گری را از روی دوش سازمان فتنه برداشت و متقابلا اتهام افراط و ماجراجویی را متوجه جمهوری اسلامی و اصل انقلاب کرد . خیانت‌های هم‌پوشان حلقه انحرافی در این زمینه کمک مهمی به سازمان خارجی و داخلی فتنه بود .

 

با همین تلقی ها بود که از نیمه دوم سال 1388 به تدریج برخی مشورت‌ها از سوی دست‌اندرکاران داخلی فتنه سبز به برخی کشورهای اروپایی و آمریکا داده شد مبنی بر این که تحریم‌های اقتصادی را تشدید کنند اما نه به صورت تدریجی که ملت ایران را واکسینه کند بلکه تحریم‌ها باید شوک ایجاد کند و «فلج‌کننده» باشد . (گزارش لس‌آنجلس‌تایمز) فاز اول این خیانت بزرگ سه ماه قبل از انتخابات مجلس و در آذر و دی 1390- محرم و صفر- به واسطه به هم ریختن بازار سکه و طلا به اجرا درآمد و فاز دوم آن از تیرماه سال 1391 در حال اجراست تا شاید در انتخابات خرداد 92 اثر بگذارد .

در واقع یک خیانت بزرگ و کم‌نظیر ، 2 بار در حق ملت ایران به فاصله 4 سال تکرار شده است . یک بار خیانت تلخ کردن جشن مشارکت 40 میلیونی به کام مردم و تهییج دشمن به تشدید فشارها به واسطه ایجاد اغتشاش و عدم تمکین به قانون و بار دیگر به واسطه دادن گرای نقاط ضعف اقتصاد ایران به دشمن . و خائنانه‌تر آن است که همین طیف متهم به خیانت و عقبه تبلیغاتی خارجی آنها ، آدرس غلط به افکار عمومی بدهند و ادعا کنند که اکسیر نجات کشور از چالش‌ها نزد آنان است ! آیا ادعای اعتدال کمترین سازگاری با قانون‌شکنی و آشوب‌افکنی و خالی کردن دل مردم و ایجاد بحران و تنش دارد ؟! این جا یک موضوع مهم وجود دارد و آن این که سر انگشتان سازمان فتنه را باید در صحنه قطع کرد .

قطعا باید همه سلیقه‌های سیاسی به صحنه بیایند و حتما باید حماسه ملی برپا کرد و تهدید دشمن را به جانب خود وی برگرداند . اما معنای حضور همه سلیقه‌ها ، راه دادن کسانی نیست که در امانت خیانت کردند و در حق مردم خود جفا نمودند و برای کامجویی یا عقده‌گشایی های شخصی ، به قمار با امنیت و منافع ملی پرداختند . بلکه حماسه سیاسی اساسا برای روبیدن آثار خیانت و جنایت همین جماعت است . بنابراین نفی و برائت از آنها ، اقتضای انتخابات پاک و سالم و حماسی است . اصلا ازاله شر آنها بخشی از هدف حماسه سیاسی و ملی است .


انتخابات 24 خرداد قبل از هر چیز ، جنبش و خیزش ملی برای ابراز حیات ملت ایران و بیزاری از این خیانت بزرگ است . البته مهم است که از میان نامزدهای احراز صلاحیت شده ، صالح‌ترین آنها انتخاب شود اما در کنار آن موضوع مهم ، اعلام برائت و بیزاری از طیف منافقی است که 4 سال پیش بازی جمهوریت و دموکراسی را به هم ریخت و در کف خیابان از خود مردم سیلی خورد و پس از این دو هزیمت در پای صندوق و کف خیابان ، هوس وزن‌کشی منفی کرد و به تحریم انتخابات مجلس نهم پرداخت و اکنون پس از دادن آدرس تحریم‌های فلج‌کننده به دشمن و مشاهده آثار تلخ آن در معیشت مردم ، درصدد است نقش «رفیق دزد و شریک قافله» را با هم بازی کند . در چنین موقعیتی دو رسالت مهم بر دوش شورای نگهبان و همه پیروان انقلاب اسلامی سنگینی می کند . همه آنها که دل در گرو نظام و انقلاب دارند ، صرف‌نظر از این که از کدام نامزد حمایت کنند ، مسئولیت دارند در روشنگری و گسترش جنبش ملی «نه به خیانت» نقش‌آفرین باشند .

از سوی دیگر شورای محترم نگهبان مسئولیت دارد مُرّ قانون را درباره همه وابستگان به جریان فتنه و حلقه انحراف (بازوی مکمل و پارسنگ در خدمت فتنه‌گران) به اجرا بگذارند . معنای این سخن آن است که شورای نگهبان حق ندارد سر اصول کلی انقلاب و منافع ملی کمترین تخفیفی بدهد . اینجا موقعیتی است که باید محکم پای اصول انقلاب و ملت مستضعف و بی پناه - که جرم آنها نزد طواغیت دنیا و شیطانک‌های داخلی ، مطالبه اسلام و عزت و استقلال و عدالت می باشد - ایستاد .

مسئله این است که طیف‌های فتنه‌گر و منحرف پس از فتنه‌انگیزی های مکرر می خواهند به واسطه گرفتن تایید شورای نگهبان ، اصطلاحا خود را سفید کنند و با تاییدیه این شورای محترم ، تمام آن پرونده‌های سنگین خیانت را به بایگانی بسپارند . اما حقوق الهی و ملی به مراتب محترم‌تر از اشخاص متنفذ است و با قاطعیت باید پای حق و قانون ایستاد و این موضوع را یکبار برای همیشه با فضیلت دادن به حق ، فیصله بخشید . انتخابات باید میدان و مجال مسابقه صاحبان حداقل‌های صلاحیت برای انتخاب بهترین‌ها باشد و نه روزنه و بهانه‌ای برای اعتبار پیدا کردن فسادانگیزانی که سزاوار مؤاخذه و مجازاتند . به راستی طیفی که در قافیه شعر تقلب ماندند به چه دلیل مجددا باید در انتخابات راه داد .

و به چه دلیل باید به آنها اعتماد کرد که اگر دوباره ناکام انتخابات بودند ، مرتکب خیانت تازه‌ای نشوند ؟ آنها اصلا برای همین آشوب‌انگیزی و هزینه‌تراشی می آیند و اکنون که چنین است چرا باید برای قانون‌شکنی آنان مجال و مصونیت فراهم کرد ؟ مرگ یک بار و شیون یک بار . مردم و نظام 4 سال پیش هزینه برخورد با جریان نفاق را داده‌اند و با این وصف چرا باید دوباره از سوراخ فتنه گزیده شوند و دوباره هزینه بدهند ؟ آیا آنها کمترین نشانه‌ای از صداقت و ندامت نشان داده‌اند ؟

این حق مردم جفا دیده و نجیب ماست که این بار انتخاباتی پیراسته از شرارت و مفسده‌جویی بدخواهان داشته باشند و جماعت کجرو در دیگ حماسه آنها موش نیندازند .

/ 1 نظر / 51 بازدید
احسان

امسال حماسی،حماسی هستیم در مدرسه علی شناسی هستیم ای فتنه گران خیال خامی نکنید ما کارشناسان سیاسی هستیم بر سفره نان خشک هم بنشینیم پیرو ز نبرد اقتصادی هستیم