خوش آمدی مادرم ...

چادرت مظهر تقوا و عفاف است ببین

آسمان دور سرت گرم طواف است ببین

 

چه بگویم که بود فاطمه جان درخور تو

عالمی گشته مسلمان تو و چادر تو ...


 

این فرشته زمینى پاک که سرور دل خسته و بى رمق رسول خداست ؛ برگزیده اى است از میان تمام مخلوقات حضرتش .
که آغاز آفرینش او ، حکایتى ناپیداست . ژرف و عمیق .
آنسان که بى شک ، اعتکاف چهل روزه رسول اکرم این بار نیز معجزه اى دیگر در بر دارد .
جایگاه رفیع و منیع او در بارگاه الهى ، غیر قابل ترجمه است .
قبل از همه موجودات قدم بر بهشت برین مى نهد و خانه اش در بهشت محفوظ .
این نازنین مخلوق ، یاور دل على اعلى و همدم همیشه متبسم پیامبر خداست و آن قدر لطیف است که بوسه بر سینه منورش ، تلخیهاى زمانه را از کام رسول حق مى زداید .
در زیر گنبد عرش ، این هدیه آسمانى ، با خاندانش به نیکى تمام ، عالم و آدم را خیره مى کنند . پاره تن رسول است ، آنسان که با باریدنش تمام عرش مى بارند و با خندیدنش تمام عرش خندان .
فاطمه (س) بار درخت طیبه اى است که محمد(ص) شجره آن است . فاطمه (س) بندهاى ترازویى است که على(ع) دو کفه آن است و فاطمه (س) رساترین ترجمه براى قدرت لایزال پروردگار است .
مونس تنهایى مادر در لحظه هاى تنهایى و درد است .
طلوع جبرئیل از شرق آغاز مى شود و شعاعهاى آن تا غرب افق را مى شکافد . غذاى بهشتى مى آورد و نوید طلوع طلیعه اى که یاور پدر است .
خدیجه (س) زن تنهاى قریش ، که درد حمل بى طاقتش کرده ، کمک مى خواهد و در پاسخ نامهربانان ، چه بهتر از پاسخ مهربان ترین مهربانان و همیارى زنان برگزیده خداوند براى میلاد منور برگزیده تمام جهان .
در سپیده دمان ظهور ، قصه غصه ها مى گذرد .
عطر نگار بهشتى ، فضاى مدینه خوشبخت را لبریز مى کند .
نورباران است در این دیار حیران . خورشید ، گویى ، سر بر آستان آسمان مى ساید و بر تن موجودات عالم ، خرقه شادمانى مى دوزد .
دیگر ، بى ستارگى شبهاى تنهایى پیامبر امین به پایان رسید .
اکنون وقتى غصه ها و نامردمى ها زخمه بر دل مهربانش مى زند ، ام ابیها هست که همه محنتها را مى زداید و محبت مى پاشد .
عشق دیرینه خانه رسول اکرم پا گرفته .
فاطمه (س) قدم به خاک خوشبخت مى گذارد و سجده مى کند .
الهى ، الحمدلله ، تا فهم قدرت تو ، تا ابد در راهیم .
چنان طنین قدمهایش محکم است و استوار که یادآور پیامبر خداست .
یادگار پدر و بعد از او همیشه گریان .
خداوند متعال ، از این فرشته پاک مى خواهد تا آرزویى بگوید و او مى گوید :
خداوندا ، تو خود آرزوى منى و بالاتر از آرزویى .
خدایا ، فاطمه (س) را چگونه خلق کردى ؟
که هیچ کس را یاراى قدم نهادن در جاى پاى او نیست .
بى شک ، آیه روشن قدرت توست .
این حوریه انسان نما ، وصف کمالش در زبان قلم نمى گنجد . هزار رکعت نماز استغاثه مى خواهد تا بفهمد او را که خدا او را سرور زنان جهان مى خواند .
از خشم او در خشم و دوستانش را از آتش در امان مى دارد .
براى سلام بر او ، پاداش مقرر مى فرماید و (صل على بتول الطاهره) این منصوره آسمانى است که راضى است به رضاى حق که منزه است و مبرا و بتول و فاطمه و بریده از آتش و خشم و مبارکه اى با قدمهاى مبارک و میمون و (انا اعطیناک الکوثر) و زکیه اى که به آب کوثر غسلش دادند و زهرایى که مى درخشد در تمام شبهاى تاریک (امین) مکه .
او ، در صداقت و ایثار آن قدر جایگاهش بلند است و رفیع که در ذهن من و ما نمى گنجد .
آن قدر بلند است که قلم نمى فهمد چه بگوید از محبوبترین مخلوقات حق است ازدواج و خلقتش به امر اوست مادر حضرت منتظر(عج) .
او که چشمها ، قرنهاست که در انتظار رویت جمالش ، بى وقفه مى بارند .
و حضرت دوست علت نهایى خلقت خود را ، در گرو خلقت این حوریه منزه مى داند . لولاک لما خلقت الافلاک و لولا على ، لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما و خلقت جهان ، در گرو خلقت این حوریه منزه است .

/ 0 نظر / 9 بازدید