علم الهدی برخیز ؛ هویزه آزاد شد ...

تاریخ تکرار شدنی ست ! در هویزه دوباره عصر عاشورا ترسیم شد ؛

نعلِ اسب ، شنیِ تانک ... و بدنهایی ... که نگویم بهتر ...

 

علم الهدی برخیز ؛ هویزه آزاد شد ...

برخیز و ببین شهر افتاده دستِ انصار ؛

برخیز و ببین شهر آزاد گشته ؛ خون یارانت پر ثمر گشته ...

علم الهدی برخیز ...

قتلگاهت بوسه گاه شیر بچه های خمینی (ره) شده ...

حالا بگو با بدنهای از هم گسیخته ی تو و اصحابت چه کنند رزمندگان اسلام ؛

من مطمئنم با هر والذاریاتی شده ابدانتان را جمع می کنند از لا به لای خاک و سنگ ریزه و ...

آخر قرار است روزگاری قتلگاه تو و اصحابت ،

ضریح حاجات ما شود در وانفسای روزگار ...

سید حسین علم الهدی ؛

تو را قسم می دهم به تسبیح پاره پاره حسین (ع) ؛ علی اکبر ...

برخیز و امشب سری بزن به جاماندگانِ قافله عشق ...

شاید نفَست به هوایم بخورد و ؛ پاک شوم ...

(روضه گرد)

 

هویزه پس از آزادی

 

اگر بپرسید : سالروز آزادی هویزه و پادگان حمید چه روزی است ؟ کمتر کسی جواب آن را می داند ؛  ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۱ ...

هویزه در مرحله ی دوم عملیات بیت المقدس آزاد شد . عملیات در ساعت ۲۲:۳۰ روز شانزدهم اردیبهشت شصت و یک آغاز شد . نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند . یگان‌های قرارگاه نصر نیز با اندکی تاخیر و تحمل فشارهای عراق ، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق کردند .

عراق با مشاهده جهت پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز ، لشکرهای ۵ و ۶ خود را به عقب کشاند . به نظر می‌رسید این عقب نشینی با دو هدف انجام شده باشد : یکی جلوگیری از محاصره و انهدام این لشکرها ، و دیگری تقویت هر چه بیشتر خطوط پدافندی بصره و خرمشهر .

در پی این عقب نشینی که از ساعات اولیه روز هجدهم آغاز شده بود ، نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای عراق ، تعدادی از آن‌ها را که از قافله عقب مانده بودند ، به اسارت خود درآوردند و در نتیجه جاده اهواز – خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه‌ای که توسط قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف شده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر ، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند .

جای حسین و یارانش خالی ...

 

هویزه یعنی :

شهر دختر دوازده ساله ای که با پرتاب سنگ به سوی عراقی ها گلوله ی دشمن را به پیشانی خود دید ...

هویزه یعنی :

پیرزنی را پیش چشمان شوهرش آتش زدن و شوهرش را با دست و پای بسته به آب انداختن ...

هویزه یعنی :

هفت نفر آخر رزمندگان مقاوم این سرزمین را با هفت آر پی جی تکه تکه کردن ...

 

روحمان با یادشان شاد ؛

شهدا را می گویم ...

/ 1 نظر / 37 بازدید
السابقون

خدایا : قسم برچشم گریان خمینی /مرا کن ازشهیدان حسینی